قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
159
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانزدهم از رحلت پيغمبر ، صلى اللّه عليه و آله كه سال بيست و پنجم از هجرت بود و بعضى از نجوم روم به توفيق حىّ قيّوم . و در اين سال اهل اسكندريه نقض عهد كردند « 1 » و عمرو عاص به اشارت امير المؤمنين عثمان ، رضىّ اللّه عنه ، با جمعى كثير بر سر آن قوم شرير رفته مراسم غزا و جهاد به تقديم رسانيده و به عون اللّه تعالى فتح آن ديار بدست او ميسر شد و ذرارى « 2 » ايشان را سبى « 3 » نموده به مدينه روان ساخت . ذو النورين حكم فرموده به ردّ ذرارى ايشان و گفت : نقض عهد از جماعت مقاتله كننده به ظهور آمده نه از ذرارى و نقض ايشان موجب سبى ذرارى نيست . ايشان همچنان در زينهار خودند . در اين سال امير المؤمنين عثمان ، رضىّ اللّه عنه ، سعد بن ابى وقّاص را از حكومت كوفه معزول گردانيده منشور ايالت آن ناحيه را به نام وليد بن عقبة بن ابى معيط « 4 » نوشت . در سبب عزل سعد گفتهاند كه در آن زمان عامل بيت المال كوفه عبد اللّه بن مسعود بود و سعد مبلغى برسم قرض از بيت المال گرفته بود و در اداء آن وجه تعلّلى مىنمود . ميان سعد و ابن مسعود در آن باب مقاوله به مرتبهء تغيّر در نسب و مشاتمه انجاميد « 5 » ، و سعد دست به دعا برداشته به داعيهء آنكه بر ابن مسعود دعاء بد كند . در آن ساعت ابن مسعود را دعاء سرور اهل سعادت كه در شأن سعد فرموده بود ، در مستجاب الدعوه بودن او ، ياد آمد . ترسيد كه
--> ( 1 ) . امير سپاه اسكندريه شخصى بود به نام منّويل . ( 2 ) . ذرارى : اولاد و زنان ؛ - معين . ( 3 ) . سبى : به اسارت گرفتن . - و . ( 4 ) . وليد بن عقبه : از شعرا و بزرگان قريش ، كه برادر مادرى عثمان بوده و در فتح مكّه مسلمان شد . از طرف پيغمبر براى اخذ زكات طايفهء بنى مصطلق مأمور شد و در عصر عمر مأمور اخذ صدقات بنى تغلب شد ؛ - الأعلام . ( 5 ) . نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 35 .